بخش آداب اسلامی
پاسخ ۱: بزرگداشت او سبحانه وتعالی حق تعالی میفرماید: ([مشرکان] الله را چنانکه سزاوار اوست ارج ننهادند؛ حال آنکه در روز قیامت زمین یکسره در قبضهٔ اوست و آسمانها به دست وی در هم پیچیده خواهد شد. پاک و منزه است الله و از چیزهایی که با [او] شریک میسازند برتر است). [زمر: ۶۷].
۲- عبادت او به یگانگی و بدون شریک حق تعالی میفرماید: (و آنان فرمان نیافتند جز اینکه الله را عبادت کنند در حالی که دین [خود] را برای او خالص گردانند [و از شرک و عبادت معبودان باطل] به توحید روی آورند). [بینه: ۵].
۳- اطاعت از او الله تعالی میفرماید: (ای کسانی که ایمان آوردهاید، الله را اطاعت کنید). [محمد: ۳۳].
۴- ترک نافرمانی الله حق تعالی میفرماید: (و هرکس از الله و پیامبرش نافرمانی نماید و از حدود او پافراتر گذارد، وی را در آتشی وارد میکند که جاودانه در آن خواهد ماند و برایش عذابی خفتبار [در پیش] است). [نساء: ۱۴].
۵- شکر و حمد او برای فضل و نعمتهایش که قابل شمارش نیست. حق تعالی میفرماید: (و اگر فقط او را عبادت میکنید، نعمت الله را شکر گزارید). [نحل: ۱۱۴].
۶- و صبر در برابر آنچه او مُقَدَّر کرده است. حق تعالی میفرماید: (و صبر پیشه سازید، همانا الله با صابران است). [انفال: ۴۶].
پاسخ ۱: پیروی از ایشان و اقتدا به ایشان الله تعالی میفرماید: (بیشک برای شما در [پیروی] از رسول الله الگویی نیکوست، برای آن کسی که به الله و آخرت امیدوار است و الله را بسیار یاد میکند). [احزاب: ۲۱].
۲- اطاعت از او
۳- ترک سرپیچی از امر او حق تعالی میفرماید: (هر کس از پیامبر اطاعت کند در حقیقت از الله اطاعت کرده است؛ و هر کس رویگردان شود [اندوهگین نباش، زیرا ما] تو را بر آنان نگهبان [و مراقب] نفرستادیم). [نساء: ۸۰].
۴- تصدیق و راست شمردن آنچه ایشان از آن خبر داده است حق تعالی میفرماید: (و از روی هوای نفس سخن نمیگوید. [آنچه میگوید] نیست جز وحی [الهی] که به [او] وحی میشود). [نجم: ۳-۴].
۵- عدم بدعتآوری با افزودن چیزی به سنت ایشان پیامبر علیه الصلاة والسلام میفرماید: «هر کس در این امر ما (یعنی دین) چیزی را ایجاد کند که از آن نیست، آن [کار] مردود است» (یعنی پذیرفته نمیشود). متفق علیه.
۶- دوست داشتن او بیش از خود و بیش از همهٔ مردم پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: «کسی از شما ایمان نمیآورد تا آنکه من برای او از پدرش و فرزندانش و همهٔ مردم محبوبتر باشم». متفق علیه.
۷- بزرگداشت و یاری ایشان و یاری سنت ایشان الله سبحانه و تعالی میفرماید: (تا به الله و پیامبرش ایمان بیاورید و [دین] او را یاری دهید و او را بزرگ بدارید). [فتح: ۹].
پاسخ: ۱- اطاعت از والدین در غیر گناه.
۲- خدمت گزاردن به والدین.
۳- کمک به والدین.
۴- برآورده ساختن نیازهای والدین.
۵- دعا برای والدین.
۶- رعایت ادب در سخن گفتن با آنان و جایز نیست به آنان حتی «اُف» بگوییم، یعنی کمترین سخن ناشایست.
۷- در چهرهٔ پدر و مادر لبخند زدن و به آنها ترشرویی و اخم نمی کنم.
۸- صدایم را از صدای پدر و مادرم بالاتر نمیبرم و به حرف آنها گوش میدهم و حرفشان را قطع نمیکنم و آنها را به اسم صدا نمیزنم، بلکه میگویم: «پدرم»، «مادرم». (یا مثلا: بابا و مامان و…).
۹- پیش از وارد شدن به اتاقی که پدر و مادرم در آن هستند اجازه میخواهم. (در میزنم).
۱۰- بوسیدن دست و سر والدین.
الله تعالی میفرماید: (و پروردگارت چنین فرمان داده است که جز او را عبادت نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها در کنار تو به سن پیری رسیدند حتی کمترین اهانتی به ایشان نکن و بر سرشان فریاد نزن و به نیکی [و مهربانی] با آنان سخن بگو * و از روی مهربانی در برابرشان فروتن باش و بگو: پروردگارا همانگونه که [بر من رحمت آوردند و] مرا در کودکی پرورش دادند [تو نیز] به آنان رحمت آور). [إسراء: ۲۳-۲۴].
و در حدیثی آمده که مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و از ایشان برای شرکت در جهاد اجازه خواست. ایشان فرمودند: «آیا پدر و مادرت (زنده) هستند؟» گفت: آری. فرمود: «جهاد تو، خدمت به ايشان است». به روایت ترمذی.
پاسخ: ۱- زیارت و دیدار با نزدیکان از جمله برادر و خواهر و عمو و عمه و دایی و خاله و سایر خویشاوندان.
۲- نیکی در حق آنان با گفتار و کردار و یاری رساندن به آنان.
۳- از جمله این نیکی، ارتباط داشتن با آنان و احوال پرسی از آنان است.
حق تعالی میفرماید: (پس [ای منافقان] آیا [جز این] انتظار دارید که اگر [از قرآن و سنت پیامبرش] روی بگردانید، در زمین تباهی کنید و از خویشاوندانتان ببُرید؟) [محمد: ۲۲].
و در حدیث آمده که: «قطع کنندهٔ پیوند خویشاوندی وارد بهشت نمیشود». به روایت مسلم.
پاسخ: ۱- نیکوکاران را دوست بدارم و با نیکوکاران دوستی کنم.
۲- از بدان و دوستی با بدان دوری کنم. در حدیث آمده که: «جز با مؤمن دوستی و همنشينی مکن و غذايت را جز متقی نخورَد». به روایت ترمذی و ابوداود.
۳- به برادرانم سلام میکنم و با آنان مصافحه میکنم (دست میدهم). در حدیث آمده که: «هیچ دو مسلمانی با یکدیگر ملاقات نمیکنند و با یکدیگر مصافحه نمیکنند، مگر آنکه پیش از جدا شدن، مورد آمرزش قرار میگیرند». به روایت ابوداود و ترمذی.
۴- اگر بیمار شوند به عیادتشان میروم و برایشان دعای شفا میکنم.
۵- و اگر کسی از آنان عطسه زد [و الحمدلله گفت] به او یرحمك الله میگویم.
۶- و اگر مرا دعوت کرد، دعوتش را اجابت میکنم. در حدیث آمده که: «حق مسلمان بر مسلمان پنج چیز است: پاسخ دادن سلام، عیادت بیمار، دنبال کردن جنازه، اجابت دعوت و تشمیت کسی که عطسه زده». (تشمیت: گفتن یَرحَمُكَ الله در پاسخ به الحمدلله گفتن کسی که عطسه زده است). متفق علیه.
۷- او را نصیحت میکنم. در حدیث آمده است که: «هر کس برادرش را به چیزی توصیه کند که میداند درستش چیزی دیگر است، به او خیانت کرده است». به روایت ابوداود.
۸- او را در صورت قرار گرفتن در معرض ظلم یاری میدهم و از ستم کردن باز میدارم». رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرماید: «برادرت را یاری ده، چه ظالم باشد و چه مظلوم». مردی گفت: یا رسول الله، اگر مظلوم بود او را یاری میدهم، اما اگر ظالم بود چگونه یاریاش دهم؟ فرمود: «او را از ظلم نگه میداری - یا باز میداری - و این یاری دادن اوست». به روایت بخاری.
۹- برای برادر مسلمانم همان چیزی را دوست میدارم که برای خودم دوست دارم. در حدیث از انس روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «یکی از شما ایمان نمیآورد تا آنکه همان چیزی را که برای خود میپسندد برای برادرش [نیز] بپسندد». متفق علیه.
۱۰- اگر نیاز به کمک من داشت، به او کمک میکنم. در حدیث آمده که: «و الله بنده را یاری میدهد تا هنگامی که بنده در حال یاری برادرش است». به روایت مسلم.
۱۱- به او زیانی نمیرسانم، نه با سخن و نه با عمل. در حدیث آمده که: «مسلمان آن است که مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند». متفق علیه.
۱۲- راز او را حفظ میکنم. در حدیث آمده که: «اگر مردی سخنی بگوید و سپس به اطراف نگاه کند (برای اطمینان از محرمانه بودن)، آن سخن امانت است.» به روایت ترمذی و ابوداود.
۱۳- به او ناسزا نمیگویم و غیبتش نمیکنم و تحقیرش نمیکنم و به او حسادت نمیورزم و جاسوسیاش را نمیکنم و در حق او فریبکاری نمیکنم.
در حدیث آمده که: «مسلمان، برادرِ مسلمان است، به او ستم نمیورزد و دست از یاری او نمیکشد و تحقیرش نمیکند و به عنوان شر و بدی همین برای شخص کافی است که برادر مسلمانش را کوچک بشمارد». بخاری و مسلم.
پاسخ: ۱- با سخن و کردار، حُسنِ همسایگی را به جا میآورم و اگر نیاز به کمک من داشت به او کمک میکنم.
۲- در شادیهایی همانند عید یا ازدواج و دیگر مناسبتها به او تبریک میگویم.
۳- اگر بیمار شد به عیادتش میروم و اگر دچار مصیبتی شد به او تسلیت میگویم.
۴- در صورت توانایی اگر غذایی بپزم برای او هم میبرم.
۵- با گفتار و کردار به او زیانی نمیرسانم.
۶- با صدای بلند به او آزار نمی رسانم و دربارهٔ او جاسوسی نمی کنم و دربارهٔ او شکیبایی می ورزم
الله تعالی میفرماید: (و الله را عبادت کنید و چیزی را با او شریک نگردانید و به پدر و مادر نیکی کنید و [نیز] به خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایهٔ خویشاوند و همسایهٔ غیر خویشاوند و [دوست و] همنشین و [مسافرِ] در راهمانده و [کنیزان و] بردگانی که مالک آنها هستید [نیکی کنید و بدانید که] یقینا الله کسی را که متکبر و فخرفروش باشد دوست ندارد). [نساء: ۳۶].
و رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرماید: «ای ابوذر، اگر آبگوشتی پختی آبش را بیشتر کن و به همسایگانت بده». به روایت مسلم.
در حدیث از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمودند: «کسی که به الله و آخرت ایمان دارد به همسایهاش آزار نرساند». متفق علیه.
پاسخ: ۱- اگر کسی مرا به مهمانیاش دعوت کرد، میپذیرم.
۲- اگر خواستم به دیدار کسی بروم از او اجازه و وقت میخواهم (سرزده به خانهٔ او نمیروم).
۳- قبل از وارد شدن به خانهاش، اجازه میخواهم (مثلا در میزنم).
۴- در رفتن به نزد او تاخیر نمیکنم.
۵- و چشم خود را از اهل خانهٔ او پایین نگه میدارم.
۶- به مهمان خوش آمد میگویم و به بهترین شیوه از او استقبال میکنم، با روی گشاده و بهترین عبارتهای خوشآمدگویی.
۷- مهمان را در بهترین جا مینشانم.
۸- و با پذیرایی از او با غذا و نوشیدنی، او را گرامی میدارم.
حق تعالی میفرماید: (ای کسانی که ایمان آوردهاید، به خانههایی جز خانههای خود وارد نشوید؛ مگر اینکه اجازه بگیرید و بر اهل آن [خانه] سلام کنید. این [کار،] برای شما بهتر است؛ باشد که پند گیرید). [نور: ۲۷].
در حدیث آمده که: «همانا الله اجازه خواستن را برای [حفظ] نگاه قرار داده است». متفق علیه.
و این سخن ایشان علیه الصلاة والسلام که میفرماید: «کسی که به الله و آخرت ایمان دارد مهمانش را گرامی بدارد». متفق علیه.
پاسخ: ۱- هنگامی که احساس درد میکنم دست راستم را بر روی محل درد میگذارم و سه بار «بسم الله» میگوییم و سپس هفت بار میگویم: «أَعُوذُ بِعزَّةِ اللَّهِ وَقُدْرَتِهِ مِن شَرِّ ما أَجِدُ وَأُحَاذِرُ» (از دردی که احساس میکنم و از شرّ چيزی که میترسم، به عزت و قدرتِ الله پناه میبرم).
۲- به آنچه الله مقدر نموده راضی میشوم و صبر پیشه میکنم. در حدیث از ام العلاء روایت شده که گفت: در حالی که بیمار بودم رسول الله صلی الله علیه وسلم به عیادت من آمدند و فرمودند: «بشارتت باد ای ام العلاء؛ زیرا الله با بیماری مسلمان، گناهانش را از بین میبرد چنانکه آتش ناخالصی طلا و نقره را از بین میبرد». به روایت ابوداود.
۳- به عیادت برادر بیمارم میشتابم و برایش دعا میکنم و مدتی طولانی نزد او نمینشینم.
۴- بدون آنکه از من بخواهد برای او رُقیه میخوانم.
۵- او را به صبر و دعا و نماز و پاکیزگی و وضو در حد توانش توصیه میکنم.
۶. دعا برای بیمار: هفت بار گفتن «أسألُ اللهَ العظيمَ ربَّ العرشِ العظيمِ أنْ يَشْفيَكَ» (از الله بزرگ، پروردگار عرش بزرگ میخواهم که تو را شفا دهد).
پاسخ: ۱- خالص کردن نیت برای الله عزوجل در حدیث آمده است که: «کسی که علم بیاموزد تا با آن در برابر علما فخرفروشی کند و با سفیهان جدل نماید یا توجه مردم را جلب کند، الله به واسطهٔ آن او را به جهنم وارد میسازد». به روایت ابن ماجه.
۲- به علمی که آموختهام عمل میکنم در حدیث آمده که: «گامهای بنده در روز قیامت از جا تکان نمیخورد تا آنکه دربارهٔ چهار چیز از او پرسیده شود… [از جملهٔ آنها] … و دربارهٔ علمش که آن را چطور بکار گرفته و چقدر به آن عمل کرده است». به روایت ترمذی و دارمی.
۳- احترام معلم را نگه میدارم و در حضور او و در غیابش او را گرامی میدارم..
۴- در برابر او با ادب و احترام مینشینم.
۵- در هنگام درس به خوبی به او گوش میسپارم و حرفش را قطع نمیکنم.
۶- با رعایت ادب سوال میکنم.
۷- او را با نامش صدا نمیزنم.
در حدیث آمده که: «از جملهٔ بزرگداشت الله، گرامیداشتن مسلمان ریش سفید و حامل قرآن است» (یعنی کسی که حافظ قرآن است یا علم قرآن را دارد). به روایت ابوداود.
پاسخ: ۱- بر اهل مجلس سلام میکنم.
۲- در همان جایی مینشینم که اولین محل نشستن برایم فراهم باشد و کسی را از جایش بلند نمیکنم یا بین دو نفر نمینشینم مگر به اجازهٔ آنها.
۳- جا باز میکنم تا دیگری نیز بنشیند.
۴- سخنی را که در مجلس گفته میشود، قطع نمیکنم. (وسط حرف بقیه نمیپرم).
۵- قبل از برخاستن و رفتن اجازه میخواهم و بر دیگران سلام میگویم.
- از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «ایشان از اینکه شخصی را از جایش بلند کنند و دیگری به جایش بنشیند نهی کردند، بلکه برای یکدیگر جا باز کنید». به روایت بخاری.
در حدیث آمده که: «اگر کسی از شما به مجلسی آمد سلام بگوید و هرگاه خواست برخیزد سلام بگوید، زیرا [سلام] نخست، مهمتر از سلام آخر نیست». به روایت ترمذی و ابوداود.
۶- در پایان مجلس، دعای کفارهٔ مجلس را میخوانم. «سبحانَكَ اللَّهمَّ وبحمدِكَ أشهدَ أن لا إلهَ إلَّا أنتَ أستغفرُكَ وأتوبُ إليكَ». «پاک و منزهی و ستایش تو را میگویم، معبودی به حق جز تو نیست، از تو آمرزش میخواهم و به سوی تو توبه میکنم».
پاسخ: ۱. زود میخوابم. به دلیل این حدیث: «از ابوبرزه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم خوابیدن قبل از عشا و سخن گفتن پس از آن را بد میداشت». به روایت بخاری.
۲- با وضو میخوابم.
۳- بر روی شکم نمیخوابم.
۴- بر روی پهلوی راستم میخوابم و دست راستم را زیر گونهٔ راست میگذارم.
۵- رختخوابم را میتکانم.
- در حدیث آمده است: از براء بن عازب رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هرگاه خواستی به رختخواب بروی چنانکه برای نماز وضو میگیری وضو بگیر، سپس بر پهلوی راست خود بخواب». به روایت بخاری.
و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم مردی را دیدند که بر شکم خود خوابیده است، پس فرمودند: «این خوابیدنی است که الله آن را دوست ندارد». به روایت ترمذی و احمد.
و پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: «هرگاه یکی از شما [برای خوابیدن] به بسترش رفت بستر خود را با داخل ازارش بتکاند، زیرا نمیداند که پس از او چه آنجا بوده است» (ازار: لباسی که قسمت پایین بدن و پاها را میپوشاند. منظور آن است که پیش از خواب بسترش را با چیزی بتکاند). به روایت بخاری.
۶- اذکار خواب را میخوانم، از جمله آیة الکرسی و سه بار سورهٔ اخلاص و فلق و ناس، و میگویم: «باسْمِكَ اللَّهُمَّ أمُوتُ وأَحْيَا» (به نام تو ای الله میمیرم و زنده میشوم).
۷- برای نماز صبح بیدار میشوم.
۸- و پس از بیداری میگویم: «الحَمْدُ لِلَّهِ الذي أحْيَانَا بَعْدَ ما أمَاتَنَا، وإلَيْهِ النُّشُورُ» (ستایش مخصوص الله است که ما را پس از آنکه میراند زنده گرداند و رستاخیز به سوی اوست).
پاسخ: ۱- با خوردن و نوشیدنم این را نیت میکنم که برای طاعت الله عزوجل قوی شوم.
۲- شستن دستان پیش از خوردن.
- به دلیل حدیث ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها که رسول الله صلی الله علیه وسلم: «هرگاه میخواست بخورد و بنوشد، دستان خود را میشست سپس میخورد و مینوشید». به روایت احمد.
۳- «بسم الله» میگویم، با دست راست میخورم، از جلوی خودم میخورم و از وسط بشقاب یا از جلوی دیگران غذا نمیخورم.
- به دلیل این حدیث که: «ای نوجوان، بسم الله بگو و با دست راست بخور و از آنچه نزدیک توست بخور» (یعنی از غذایی که جلوی دیگران است نخور). متفق علیه.
۴. اگر گفتن بسم الله را فراموش کردم میگویم: «بسم الله اوله وآخره».
- به دلیل حدیث ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هرگاه کسی از شما غذایی خورد [در آغاز] بسم الله بگوید، پس اگر در آغازش فراموش کرد، بگوید: بسمِ اللَّهِ في أوَّلِهِ وآخرِهِ». یعنی: به نام الله در آغازش و پایانش. به روایت ترمذی و احمد.
۵. به همان غذایی که هست راضی میشوم و از غذا عیب نمیگیرم. اگر خوشم آمد میخورم و اگر خوشم نیامد رهایش میکنم.
- به دلیل حدیث ابوهریره رضی الله عنه که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم هرگز از هیچ غذایی عیب نگرفت، اگر به غذایی میل داشت میخورد و در غیر این صورت نمیخورد. متفق علیه.
۶. چند لقمه میخورم و پرخوری نمیکنم.
- در حدیث آمده است: «آدمی ظرفی بدتر از شکمش پر نکرده است، بر انسان چند لقمه که با آن پشتش را استوار بدارد کافی است و اگر نفسش بر او غالب شد، پس یک سوم برای غذا باشد و یک سوم برای آب و یک سوم برای تنفس». به روایت ترمذی و ابن ماجه.
۷- در غذا یا نوشیدنی فوت نمیکنم و میگذارم که خودش سرد شود.
- در حدیث آمده است: «رسول الله صلی الله علیه وسم از فوت کردن در غذا و نوشیدنی نهی کردند». به روایت احمد و ابن ماجه.
۸. همراه با دیگران غذا میخورم؛ همراه با خانواده یا مهمان.
- مردی به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: ما میخوریم و سیر نمیشویم. فرمود: «شاید جدا از هم غذا میخورید؟ برای غذا جمع شوید و نام الله تعالی را بر آن ببرید تا برای شما در آن برکت بیاید». به روایت ابوداود و ابن ماجه.
۹- قبل از دیگری که بزرگتر از من است شروع به غذا خوردن نمیکنم.
۱۰. وقتی میخواهم بنوشم بسم الله میگویم و نشسته و در سه نفس مینوشم و در داخل ظرف فوت نمیکنم.
- به دلیل این حدیث که: «اگر کسی از شما [آب یا هر نوشیدنی دیگری] نوشید، در ظرف فوت نکند». متفق علیه.
و به دلیل حدیث انس رضی الله عنه که میگوید: «پیامبر صلی الله علیه وسلم از ایستاده نوشیدن نهی کردند». به روایت مسلم.
و به دلیل این حدیث که: «رسول الله صلی الله علیه وسلم با سه نفس مینوشیدند». به روایت مسلم.
۱۱. پس از پایان غذا یا نوشیدنی، حمد خداوند را به جا میآورم (الحمدلله میگویم).
- در حدیث آمده است: «همانا الله از بنده خشنود میشود که غذا را بخورد و برای آن حمد او را بگوید یا نوشیدنی را بنوشد و برایش حمد او را بگوید». به روایت مسلم.
پاسخ: ۱. پوشیدن لباسم را از سمت راست شروع میکنم و الله را برای آن حمد میگویم.
- به دلیل حدیث ابوهریره رضی الله عنه که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هرگاه لباس پوشیدید یا وضو گرفتید، از راست شروع کنید». به روایت ابوداود و احمد.
۲. لباسم را از کعبین پایینتر نمیآورم.
- در حدیث آمده است: «آن [مقدار] از لباس، که از کعبین پایینتر باشد در آتش است». به روایت بخاری. کعبین استخوانهای برجسته در دو سمت پا هستند.
۳. پسران، لباس دختران را نمیپوشند و دختران، لباس پسران را نمیپوشند.
- در حدیث آمده است: «رسول الله صلی الله علیه وسلم مردی را که لباس زن را بپوشد و زنی را که لباس مرد را بپوشد لعنت کردند». به روایت ابوداود و احمد.
۴. شبیه نساختن لباس خود به لباس کافران یا فاسقان.
- به دلیل این حدیث: «هرکه خود را به قومی شبیه سازد از آنان است». به روایت ابوداود.
۵. بسم الله گفتن، هنگام بیرون آوردن لباس.
- در حدیث آمده است: «پردهٔ میان بنی آدم و جنیان هنگامی که یکی از شما لباسش را در میآورد این است که بگوید: بسم الله». به روایت طبرانی و ابن ابی شیبه.
۶. در پوشیدن کفش اول پای راست را داخل میکند و هنگام بیرون آوردن کفش اول پای چپ را بیرون میآورد.
- به دلیل حدیث ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها که فرمود: «پیامبر صلی الله علیه وسلم آغاز از راست را در پوشیدن نعلین و شانه زدن موها و وضویش و همهٔ کارهایش میپسندید». به روایت بخاری.
پاسخ ۱: این است که در راه رفتن معتدل و متواضع باشم. (متکبرانه راه نروم). حق تعالی میفرماید: (و در زمین با تکبر راه نرو. تو هرگز نمیتوانی [با راه رفتنِ غرورآمیزت] زمین را بشکافی و در بلندی [و گردنفرازی نیز] به کوهها نمیرسی). [اسراء: ۳۷].
۲- به کسی که با او روبرو میشوم سلام میگویم.
از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد: کدام (ویژگی در) اسلام بهتر است؟ فرمود: «اینکه غذا دهی و به کسانی که میشناسی و نمیشناسی سلام بگویی». متفق علیه.
۳- نگاهم را حفظ میکنم و به کسی آزار نمیرسانم.
۴. به معروف امر میکنم و از منکر بازمیدارم. در حدیث از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمودند: «حق راه را بدهید». گفتند: حق راه چیست؟ فرمودند: «حفظ نگاه و دوری از آزار رساندن و پاسخ دادن سلام و امر به معروف و نهی از منکر». متفق علیه.
۵. آزار و اذیت و چیزهای مزاحم را از راه مردم برمیدارم.
- در حدیث آمده است: «و (مسلمان) اشیاء موجب آزار و اذیت را از مسیر [مردم] برمیدارد [و این برايش] صدقه است». متفق علیه.
پاسخ: ۱- با پای چپم از خانه خارج میشوم و میگویم: (به نام الله، بر الله توکل کردم و نیرو و توانی نیست جز با [یاری] الله، یا الله من به تو پناه میبرم از این که گمراه شوم یا کسی را گمراه کنم؛ و اینکه خواسته یا ناخواسته در گناه بیفتم؛ و از اینکه ظلم کنم یا مورد ظلم واقع شوم؛ و اینکه مرتکب کار جاهلانه ای شوم یا دیگران در حق من مرتکب کار جاهلانه شوند).
با پای راست وارد خانه میشوم و میگویم: (به نام الله وارد شدیم و به نام الله خارج شدیم و بر پروردگارمان توکل کردیم).
۳. اول مسواک میزنم، سپس به اهل خانه سلام میکنم.
- در حدیث آمده است: «هنگامی که وارد خانه میشدند، نخست مسواک میزدند». به روایت ابن ماجه.
پاسخ: ۱- با پای چپم وارد دستشویی میشوم.
۲- و پیش از وارد شدن میگویم: (به نام الله، بار الها از شر شياطين نر و ماده [يا هر پليدی و نا پاكی ديگر] به تو پناه می برم).
۳- چیزی را که در آن ذکر الله است به دستشویی نمیبرم.
از انس رضی الله عنه روایت است که: «پیامبر صلی الله علیه وسلم هرگاه وارد دستشویی میشدند، انگشترشان را [که در آن نام الله بود] بیرون میآوردند». به روایت ابوداود و ابن ماجه.
۴. برای قضای حاجت، خود را از نگاه مردم میپوشانم.
- در حدیث آمده است: بیشترین چیزی که رسول الله صلی الله علیه وسلم دوست داشتند هنگام قضای حاجت خود را پشت آن مخفی کنند، برآمدگیهای زمین [مانند کوه و تپه شنی و بناها] یا انبوه نخلها بود. به روایت مسلم.
۵- در محل قضای حاجت با کسی حرف نمیزنم.
۶. در هنگام قضای حاجت رو یا پشت به قبله نمیکنم.
- به دلیل سخن پیامبر صلی الله علیه وسلم که میفرماید: «برای مدفوع یا ادرار رو به قبله نکنید، بلکه رو به شرق یا غرب بکنید». متفق علیه.
۷. برای شستن خود از نجاست، دست چپ را به کار میگیرم و از دست راست استفاده نمیکنم.
- به دلیل این حدیث: «و ما را نهی کرد… از اینکه با دست راست استنجا کنیم». به روایت مسلم.
۸. در راه مردم یا در سایهای که آنان مینشینند قضای حاجت نمیکنم.
- به دلیل حدیث ابوهریره رضی الله عنه که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «از دو کاری که باعث لعنت انسان میشوند دوری کنید». گفتند: دو لعنت کننده چیستند ای رسول الله؟ فرمود: «اینکه در راه مردم یا در سایهٔ آنها قضای حاجت میکند». به روایت مسلم.
۹. دستان خود را پس از قضای حاجت میشویم. به دلیل حدیث جریر رضی الله عنه که گفت: همراه با پیامبر صلی الله علیه وسلم بودم، پس به خلا رفت و قضای حاجت کرد و سپس فرمود: «ای جریر، پاک کنندهای (آب) بده» پس برایش آب آوردم و با آن استنجا کرد، سپس با دستانش به زمین زد و بر آن کشید. به روایت نسائی.
۱۰- از دستشویی با پای چپ بیرون میآیم و میگویم: «غُفرانَك» (مغفرت تو را خواهانم).
پاسخ: ۱- با پای راست وارد میشوم و میگویم: (به نام الله [وارد میشوم] ای الله، درهای رحمت خود را بر من بگشای).
۲ نمینشینم تا آنکه دو رکعت بخوانم.
- به دلیل این حدیث که: «هرگاه کسی از شما وارد مسجد شد ننشیند تا آنکه دو رکعت به جا بیاورد». متفق علیه.
۳. از برابر نمازگزاران عبور نمیکنم و در مسجد گمشدهای را اعلام نمیکنم و در مسجد خرید و فروش نمیکنم. رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرماید: «اگر کسی که از جلوی نمازگزار میگذرد میدانست چه [گناهی] بر اوست، بیشک [میدانست که] اگر چهل [سال] بایستد بهتر از این است که از جلوی او عبور کند». متفق علیه.
و به دلیل این سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم که فرمودند: «اگر کسی شنید مردی دارد گمشدهاش را در مسجد فریاد میزند، به او بگوید: الله آن را به تو بازنگرداند! زیرا مساجد برای این کار بنا نشدهاند». به روایت مسلم.
و در حدیث آمده که: «اگر کسی را دیدید که در مسجد خرید و فروش می کند، بگویید: الله تجارت تو را سودمند نگرداند». به روایت ترمذی و دارمی.
۴. به نظافت مسجد اهمیت میدهم.
- در حدیث از ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها روایت شده که فرمود: رسول الله صلی الله علیه وسلم به ساختن مساجد در محلهها امر کردند و امر کردند که [این مساجد] تمیز و خوشبو شود. به روایت ترمذی و ابوداود و احمد.
۴- با پای چپ از مسجد بیرون میروم و میگویم: (بارالها از تو فضل تو را خواهانم).
پاسخ ۱: هنگامی که با مسلمانی مواجه میشوم نخست به او سلام میگویم به این صورت که میگویم: «السلامُ عَلَیکُم ورَحمةُ اللهِ وبَرَکاته» و سخنی غیر از سلام نمیگویم و با دستم - بدون گفتن سلام - اشاره نمیکنم.
۲. در چهرهٔ کسی که با او سلام میگویم لبخند میزنم. زیرا در حدیث آمده است که: «از کار نیک هیچ چیزی را کوچک نشمار حتی [اگر این باشد که] با روی باز با برادرت روبرو شوی». به روایت مسلم.
۳- و با دست راست با او مُصافحه میکنم.
۴- اگر کسی به من سلام و خوش آمدی گفت، با سلام و خوش آمدی بهتر به او پاسخ میگویم یا حداقل به همان صورت جوابش را میدهم.
- به دلیل این سخن حق تعالی که: (هر گاه با درودی صمیمانه به شما سلام گویند، شما پاسخی بهتر -و یا همانند آن- بگویید؛ [چرا که] بیتردید، الله همواره بر هر چیزی حسابگر است). [اسراء: ۸۶].
۵- آغازگر سلام به کافران نخواهم بود و اگر سلام گفتند در پاسخ میگوم: «وعلیکم».
- به دلیل این حدیث: «آغازگر سلام به یهود و نصاری نباشید». به روایت مسلم.
۶- کوچکتر بر بزرگتر سلام میگوید و سواره بر پیاده و پیاده بر نشسته و جمع کم بر جمع بسیار. رسول الله ﷺ میفرماید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «سواره بر پیاده، و پیاده بر نشسته، و جمع کم بر جمع بسیار سلام میگویند». متفق علیه.
۷. دست ندادن با زنی نامحرم.
- در حدیث از ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها روایت شده که فرمود: «به الله سوگند هرگز دست رسول الله صلی الله علیه وسلم، دست هیچ زن [نامحرمی] را لمس نکرد». متفق علیه.
پاسخ: ۱- پیش از وارد شدن به مکان مورد نظر، اجازه میخواهم.
۲. سه بار اجازهٔ ورود میخواهم نه بیشتر، سپس برمیگردم.
در حدیث آمده است که: «هرگاه کسی از شما سه بار اجازه خواست و به او اجازه داده نشد، برگردد». متفق علیه.
۳. به نرمی در میزنم و روبروی در نمیایستم بلکه سمت راست یا چپ در میایستم و میگویم: السلام علیکم. بنابر این حدیث: رسول الله صلی الله علیه وسلم هرگاه به در خانهٔ کسانی میرفت روبروی در نمیایستاد بلکه در سمت راست یا چپ میایستاد و می فرمود: «السلام علیکم، السلام علیکم». به روایت ابوداود.
۴- پیش از اجازه خواستن، وارد اتاق پدر و مادر یا هر اتاق دیگری نمیشوم، مخصوصا قبل از نماز صبح و هنگام خواب نیمروز و پس از نماز عشاء. به دلیل این سخن حق تعالی که میفرماید:
- به دلیل این سخن حق تعالی که: (ای کسانی که ایمان آوردهاید، بردگانتان و کسانی از [کودکان] شما که به [سن] بلوغ نرسیدهاند، باید در سه وقت از شما اجازه [ورود] بگیرند: پیش از نماز صبح و نیمروز ـ هنگامی که لباسهایتان را بیرون میآورید ـ و پس از نماز عشاء. [این] سه [وقت،] هنگام خلوتِ شماست. جز این [سه وقت،] بر شما و بر آنان هیچ گناهی نیست [که بدون اجازه وارد شوند؛ چرا که] آنان پیرامونتان در رفت و آمدند [و] با یکدیگر [معاشرت میکنید]. الله اینچنین آیات [خود] را برایتان بیان میکند؛ و الله دانای حکیم است). [نور: ۵۸].
۵- میتوانم بدون اجازه به اماکن غیر مسکونی مانند بیمارستان یا فروشگاه وارد شوم.
الله تعالی میفرماید: (بر شما گناهی نیست که به خانههای غیرمسکونی [و مکانهای عمومی] که در آنجا [احتیاج یا] بهرهای دارید وارد شوید؛ و الله آنچه آشکار میسازید و آنچه پنهان میدارید [همه را] میداند). [نور: ۲۹].
پاسخ: به حیوان آب و غذا میدهم.
- در حدیث آمده است: گفتند: یا رسول الله، آیا ما در [نیکی به] حیوانات پاداش داریم؟ فرمود: «در [نیکی به] هر موجود زندهای پاداشی است». متفق علیه.
و رسول الله صلی الله علیه وسلم از کنار شتری گذشت که [از شدت گرسنگی] شکمش به پشتش چسبیده بود، پس فرمود: «دربارهٔ این حیوانات از خدا بترسید». به روایت ابوداود.
۲. رحمت و شفقت و مجبور نکردن حیوان به کاری که تواناییاش را ندارد.
- در حدیث آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «صاحب این شتر کیست؟ این شتر برای کیست؟» جوانی از انصار گفت: مال من است ای رسول الله. فرمود: آيا دربارهٔ اين حيوان که الله به تو داده است، از الله نمیترسی؟ اين حيوان نزد من شکايت میکند که او را گرسنه نگه میداری و خستهاش میکنی». به روایت ابوداود و احمد. خستهاش میکنی: یعنی بیش از حد توانش از او کار میکشی.
۳. حیوانات را به هیچ شکلی آزار نمیدهم و شکنجه نمیکنم.
- در حدیث از جابر رضی الله عنه روایت است که الاغی از کنار پیامبر صلی الله علیه وسلم گذشت که بر صورتش داغ زده بودند، پس فرمود: «آیا به شما نرسیده که من کسی را که بر چهرهٔ حیوان داغ بگذارد یا بر چهرهٔ حیوان بزند، لعن کردهام؟». و اینگونه از این کار نهی کردند. به روایت مسلم و ابوداود و این لفظ ابوداود است.
پاسخ: ۱- قصد و نیتم از ورزش آن است که برای انجام طاعت الله و در راه خشنودی او قوی شوم.
۲. در وقت نماز بازی نمیکنیم.
- الله تعالی میفرماید: (پس وای بر نمازگزاران! * همان کسانی که از نمازشان غافلند). [ماعون: ۴-۵].
۳- پسران همراه با دختران ورزش نمیکنند.
۴- لباس ورزشیای را میپوشم که عورتم را بپوشاند.
۵. از ورزشهای حرام، مانندآن ورزشهایی که شامل ضربه زدن به صورت یا کشف عورت هستند، دوری میکنم.
در حدیث آمده است که: «اگر کسی از شما با برادرش مبارزه کرد از زدن به صورت اجتناب کند». به روایت مسلم.
پاسخ: ۱. راستگویی در هنگام شوخی و دوری از دروغ.
- در حدیث آمده است: «وای بر کسی که سخن میگوید و دروغ میگوید تا مردم را با آن بخنداند، وای بر او، وای بر او». به روایت ابوداود و احمد و ترمذی.
۲. شوخی بدون تمسخر و آزار و ترساندن.
- رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرماید: «برای مسلمانی حلال نیست که مسلمانی دیگر را بترساند». به روایت ابوداود و احمد.
۳- زیادهروی نکردن در شوخی.
- رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بسیار نخند زیرا خندهٔ بسیار دل را میمیراند». به روایت ترمذی و ابن ماجه.
پاسخ: ۱- گرفتن دست یا لباس یا دستمال جلوی دهان در هنگام عطسه.
۲- اینکه پس از عطسه «الحمدلله» بگویی.
۳- و برادرت یا دوستت که این الحمدلله را شنیده، «یرحَمُكَ الله» بگوید.
و وقتی این را به او گفت، در پاسخ بگوید: «یهدیکُمُ الله ویُصلح بالَکُم». يعنی: «الله شما را هدايت کند و احوال تان را اصلاح بگرداند».
پاسخ: ۱. تلاش در پس زدن خمیازه.
در حدیث آمده است که: «خمیازه از سوی شیطان است، پس چون یکی از شما خمیازهاش آمد، تا جایی که میتواند جلوی آن را بگیرد». متفق علیه.
۲. بلند نکردن صدا هنگام خمیازه کشیدن، مانند گفتن «آه آه».
- در حدیث آمده است: «و [در هنگام خمیازه] آه آه نکند زیرا هرگاه کسی از شما دهانش را [برای خمیازه] باز کند، شیطان به او میخندد». به روایت احمد.
۳. گذاشتن دست بر دهان.
- در حدیث آمده است: «هرگاه يکی از شما خميازه کشيد، دستش را روی دهانش بگيرد؛ زيرا شيطان - از اين راه به بدن انسان - وارد میشود». به روایت مسلم.
پاسخ ۱: تلاوت را در حالت طهارت و پس از وضو انجام دهد.
۲- نشستن با ادب و وقار برای تلاوت.
۳. در آغاز تلاوت، از شیطان به الله پناه میبرم (اعوذ بالله میگویم).
الله تعالی میفرمايد: (پس [ای مؤمن،] هنگامی که قرآن میخوانی، از [شرّ] شیطانِ راندهشده [از رحمت الهی]، به الله پناه ببر). [نحل: ۹۸].
۴. با تدبر قرآن را میخوانم
الله تعالی میفرمايد: (آیا در قرآن تدبّر نمیکنند یا قفلها[ی غفلت] بر دلهایشان نهاده شده است؟) [محمد: ۲۴].
*******
پاسخ: ۱- آغاز کردن دعا با حمد و ثنای پروردگار.
۲. صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و سلم.
- در حدیث از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمودند: «هرگاه نماز خواندی و نشستی الله را چنان که شایسته است حمد بگو و بر من درود بفرست سپس به درگاه او دعا کن». به روایت ترمذی.
۳- بلند کردن دستان در اثنای دعا.
رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرماید: «پروردگار شما تبارک و تعالی حَییّ و کریم است و حیا میکند از اینکه بنده اش دستانش را به سوی او بلند کند و آنها را خالی برگرداند». به روایت ترمذی و ابوداود.
۴. توبه و اعتراف به گناه.
- در دعای موسی علیه السلام آمده است: (گفت: پروردگارا، من به خود ستم کردهام؛ مرا ببخش. پس [الله] او را بخشید. بیتردید، او آمرزندۀ مهربان است). [قصص: ۱۶].
۵- پافشاری در دعا، یعنی بسیار دعا کردن و تکرار آن.
۶- عجله نکردن برای اجابت دعا.
۷. برای گناه یا قطع رابطهٔ خویشاوندی دعا نکن.
- در حدیث آمده است: «دعای بنده همواره پذيرفته میشود؛ مادامی که درخواستش حاويِ گناه يا قطع رابطهٔ خويشاوندی نباشد و عجله نکند». پرسيدند: ای رسول خدا، عجله چيست؟ فرمود: «اينکه دعاکننده میگويد: بارها دعا کردم و نديدم که دعايم پذيرفته شود؛ بدين سان مانده و رنجور میگردد و دست از دعا میکشد». به روایت بخاری و مسلم.
۸- پایین آوردن صدا در هنگام دعا
الله تعالی میفرماید: ([ای مؤمنان،] پروردگارتان را به زاری و پنهانی بخوانید). [اعراف: ۵۵].
۹. حضور دل در اثنای دعا.
- در حدیث آمده است: «درحالی که به استجابت یقین دارید الله را به دعا بخوانید و بدانید که الله دعا را از دل غافل مشغول [به جایی دیگر] استجابت نمیکند». به روایت ترمذی.
۱۰- اخلاص برای الله تعالی و درخواست از او - به تنهایی - در هنگام سختی و رفاه.
الله تعالی میفرماید: (و اینکه مساجد از آنِ الله است؛ پس کسی را [در مساجد] با الله به دعا نخوانید). [جن: ۱۸].
۱۱-. توسل به الله با نامهای نیک و صفات او.
- حق تعالی میفرماید: (و الله زیباترین نامها را دارد؛ پس [در دعا] او را به آن [نامها] بخوانید). [اعراف: ۱۸۰].
۱۲. رو کردن به قبله. در حدیث آمده است که: «پس همچنان به [درگاه] پروردگارش فریادخواهی میکرد و در این حال دستانش بلند بود و رو قبله بود، آنقدر که ردایش از شانههایش افتاد». به روایت مسلم.
۱۳. حلال و پاک بودن غذا و لباس. در حدیث آمده است که: «سپس [پیامبر صلی الله علیه وسلم] دربارهٔ شخصی سخن گفت که سفری طولانی کرده و ژوليده موی و غبارآلود است؛ دستانش را به سوی آسمان بلند میکند و میگويد: پروردگارا، پروردگارا؛ درحالی که آب و غذا و لباسش [از مال] حرام بوده و با حرام تغذيه شده است؛ چگونه دعای چنين شخصی پذيرفته میشود؟». به روایت مسلم.